این روزا خیلی درگیر درس خوندن و دانشگاه و برنامه هامم.مدام وقت کم میارم و فرصت برای استراحت ندارم.هرچند بعضی روزها میگم هر چه باداباد و میگیرم میخوابم:))از طرفی با اعتصابات و این داستانا همه مطالب و کارهام هی انباشته میشه و خودم باید بخونم.سه روز در هفته صبح زود میرم دانشگاه و شب که میشه برمیگردم.یکشنبه ها خیلی خسته میشم.خیلی بی خواب میشم و روز سختیه برام.در حدی که موقع برگشت تو اتوبوس و بی ارتی خوابم می بره:))اتفاقا چند دقیقه پیش هم خواب بودم و برای بار اول انقدررر عمیق خوابیده بودم که متوجه نشدم ایستگاه اخره
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: پرهام رضاپور
تاريخ: يکشنبه
20 آذر
1401 ساعت: 21:23